دنیای مدیریت

زیگموند فروید

| جمعه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر

حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست
بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است،
بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن.


کریستین بوبن

| جمعه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

فکر می کنم هنر اصلی، هنرِ فاصله ها باشد؛
زیاد نزدیک به هم می سوزیم، زیاد دور، یخ می زنیم. 
باید یاد بگیریم جای درست و دقیق را پیدا کنیم و همان جا بمانیم.


سرگذشت موسس کارخانه بیک در ایران

| جمعه, ۷ فروردين ۱۳۹۴، ۰۲:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

سرگذشت موسس کارخانه بیک در ایران یک تراژدی تمام عیار برای سرمایه داران ایرانی به حساب می آید. علی اکبر رفوگران که خودکار بیک را به ایران آورد و تولید مداد سوسماری را متحول ساخت، از همان سال های نوجوانی در دهه 1320 وارد میدان کسب و کار شد و به پیشرفت های بزرگی در بازار و تولید نوشت افزار رسید. او برای اولین بار در دهه 40 مردم ایران را با پدیده ای به نام «خودکار» آشنا کرد و چنین نامی بر آن نهاد تا جایگزین بی دردسری برای خودنویس باشد. خودش می گوید که شاید می شد نام بهتری به جای خودکار برگزید اما این اولین واژه ای بود که بعد از آشنایی با این پدیده به زبان جاری کرد.
به گزارش صدای اقتصاد، همراهی او و خانواده اش در امور انقلابی باعث شد که کارخانه اش از مصادره های پس از انقلاب در امان بماند اما چه کسی تصور می کرد که سال ها بعد سرنوشتی هولناک تر در انتظار او و میراث صنعتی اش است تا جایی که او و برادرش را تا مرز خودکشی پیش ببرد. رفوگران قصد داشت بزرگترین کارخانه تولید نوشت افزار خاورمیانه را در ایران راه اندازی کند اما درست در سال هایی که دور جدید توسعه فعالیت های صنعتی و تجاری را در سر می پروراند، سازمان تعزیرات حکومتی کمر به قتل یک عمر کارآفرینی او بست تا مالک بیک در ایران با واسطه گری مقامات عالی رتبه نظام از کنج زندان و تحمل 80 ضربه شلاق رهایی یابد. به همین دلیل است که عده ای معتقدند داستان زندگی علی اکبر رفوگران را باید از انتها به ابتدا روایت کرد.

هوشنگ ابتهاج

| سه شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری

 دانی که رسیدن، هنرِ گامِ زمان است ...

لوئیس بونوئل

| سه شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۵۸ ق.ظ | ۰ نظر

هر فردی بهترین هم که باشد،
اگر زمانی که باید باشد، نباشد،
همان بهتر که نباشد ...


آنا گاوالدا

| سه شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۵۶ ق.ظ | ۰ نظر

همیشه صبر کردن، بخشیدن، ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود، لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری. باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ. وقتی می مانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی. ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ، ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...

کارلوس فوئنتس

| دوشنبه, ۱ دی ۱۳۹۳، ۰۸:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

زندگی یادم داد آدم‌ها نه دروغ می‌گویند و نه زیرِ حرفشان می‌زنند...

اگر چیزی می‌گویند صرفاً احساسشان در همان لحظه است...

 نباید روی آن حساب کرد!

جان وُودن

| جمعه, ۲۱ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۵۹ ب.ظ | ۰ نظر

به شخصیت خود بیش از آبرویتان اهمیت دهید ...
زیرا شخصیت شما جوهر وجود شماست...
و آبرویتان تصورات دیگران نسبت به شما.


مارک تواین

| جمعه, ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۱۰ ق.ظ | ۰ نظر

علت بروز مشکلات، نادانی افراد نیست...

بلکه بیشتر دانسته هایی است که حقیقت ندارد...

دانشگاه داعش

| يكشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۳، ۰۳:۲۵ ب.ظ | ۱ نظر

دانشگاه داعش